سيد محمد كمره اى

394

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

مراجعت عيال قاضى ارداقى در اين ضمن در زدند . جوانكى آمد ، معلوم شد از خانه قاضى است . گفتم بيايد تو . بعد از احوال‌پرسى از قاضى كه گفت تا امروز به همه سخت گرفته بودند و حتى سيگار هم نمىگذاشتند بكشند . چون روزهاى يكشنبه و چهارشنبه رسم اين است كه عيالات محبوسين مىتوانند بروند كسان خودشان را ملاقات نمايند . عيال قاضى هم رفته بود و حالا آمده‌ام كه عيال قاضى با شما كار دارد . اگر خودتان ملاحظه داريد از آمدن منزل قاضى اجازه بدهيد عيالشان بيايد اينجا شما را ببيند و الا آنجا سر راه است ، فردا آنجا نگاه كنيد . گفتم من چه ملاحظه دارم كه نيايم آنجا . اگر هم در نظميه را هم بدهند آنجا هم احوال‌پرسى و ديدن قاضى مىروم . بعد پرسيدم مىدانيد چه كارى دارند ؟ گفت شايد به جهت خانه باشد كه بضاعت ماندن را نداشته باشند . شما فكرى نمائيد . گفتم چشم ، فردا صبح دو از آفتاب برآمده آنجا مىآيم . او خداحافظى نموده رفت . نمىدانم اقوام يا برادرش يا قوم عيالش بود . بعد شام آبگوشت بچه‌ها خورده خوابيديم . پيغام ارداقى به من دوشنبه چهارم ذيقعده . - صبح بعد از خواب و چايى برحسب وعده به خانه آقا ميرزا على اكبر خان ارداقى رفته ، درب در مفتاح الدوله را ديده اظهار به رفتن منزلش نمود . گفتم مىخواهم منزل ارداقى رفته از عيالاتش احوال‌پرسى نمايم . قدرى تأسف از گرفتارى ارداقى و سايرين خورده ، اظهار وحشت هم نمود كه در حق خودم هم عيالات و كسانم متوحش بودند . بعد از چند دقيقه صحبت ، به خانه ارداقى رفته ، احوال عيالات [ را پرسيده ] ، و دلدارى داده . بعد پرسيدم كه چه كارى داشتيد ؟ گفتند كه ديروز به نظميه رفتيم . ارداقى اظهار كرد كه از به دو ورود تا امروز به ما خيلى سخت مىگرفتند ، حتى اجازه كشيدن سيگار و باز بودن در اطاق به ما نداده بودند . امروز قدرى تخفيف در تضييق داده‌اند . همين‌قدر به كمره‌اى بگوئيد چون پريشانى و مقروضى فوق العاده ما را مىدادند از هيئت دولت تعيين تكليف ما را بنمايد . چون ويستادهل گفته بود شماها بايد استنطاق و محاكمه شويد . مىترسم به اين اسم باز ما را ماه‌ها و يا سال گرفتار و نگاه بدارند و اگر وقتى بيرون آمديم و عيالات ما از گرسنگى نمرده باشند از شدت